|
|
|
|
|
سلام دیگه کار از بهونه گرفتن و دلیل های الکی گذشته. ببینم کسی میدونه چرا من اینقده تو آپ کردن تنبلی میکنم؟! دینگ دینگ1: بیست وسوم تا بیست و ششم ازطرف شرکت فرستادنم کلاس مشهد. جاتون خالی بود. با اینکه هوا همش برفی و بارونی بود ولی فاز داد. دوستای قدیمی دور هم جمع شده بودیم خونه وحید. بهداد اصلا عوض نشده بود. یحیی عاقلتر شده بود و وحید هم.... دینگ دینگ2: مامان چهارشنبه رفت تهران. دوباره تنهایی ها شروع شد و صدالبته سالاد اولویه. خیلی وقت بود نتونسته بودم درست کنم. بعد چندوقت حال داد. دینگ دینگ3: پنجشنبه صبح قرار بود با بچه های شرکت بریم کوه. ساعت 4:30 صبح حاضر شدم که برم. ولی ازخونه که اومدم بیرون دیدم هوا ابریه و سرده. منم که دنبال بهونه بودم نرم(آخه قرار بود صبحانه کله پاچه خورون باشه و منم خوشم نمیاد ازش) برگشتم و خوابیدم. طفلیا همشون سرما خوردن. دینگ دینگ4: به رئیسمون گفتم یکی رو پیدا کنه تا جام بزاره. آخه میخوام واسه نمایشگاه کتاب برم تهران. دعا کنید درست شه کارم. دینگ دینگ5: پنجشنبه عصر همایش طرفداران میرحسین موسوی بود. به اصرار یکی از بچه ها رفتم. خوب بود. بچه های قدیمی رو دیدم ولی جای ابوالفضل خالی بود. دورانی رو که واسه خاتمی تبلیغ میکردیم دوباره واسم تداعی شد. یک گروهی بودیم که همه رومون حساب میکردن. ولی حالا هرکدوممون یه گوشه ای افتادیم. حالا که بحث موسوی شد باید بگم بین موسوی و کروبی دودلم. یعنی بیشتر نظرم روی کروبیه. آخه تیم قوی وکارآمدی رو دور خودش جمع کرده. درسته که بیشتر طرفدارای خاتمی نظرشون روی موسوی مثبته ولی آس هاشون مثل ابطحی،مهاجرانی ومحمدعلی نجفی(تنظیم کننده برنامه های اقتصادی برای ستاد خاتمی) اومدن تیم کروبی(خب تیمن دیگه. مگه سیاست بازی نیست؟). به سادگی نمیشه از روی اسمهای کرباسچی،عباس عبدی،علی معلم و... گذشت. دینگ دینگ6: هرچی از این سیاست فرار میکنم دوباره کشیده میشم طرفش.
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:32 توسط کیاکوچولو
|
|
||