|
|
|
|
|
سلام سلام....
یه مثل قدیمی میگه دیر اومدن بهتر از نیومدنه. خب در مورد منم همینطوره. خودتون بهتر میدونید که بادمجون بم آفت نداره(فقط یه کمی تنبلی داره...) این روزا شدم سرقفلی شرکت نفت. روزی چندبار باید بیام شرکت. این مسافرا رو که میبینم یه جوری میشم. منی که تا یکسال پیش یه جا بند نمی شدم و شده بودم مارکوپولوی وطنی حالا آرزو به دل موندم یه روز برم مشهد چه برسه به مسافرت چند روزه. مبینا و محمد سه شنبه شب رسیدن بجنورد. این دوتا آتیشپاره دیدن دارن. البته مبینا یه کمی ساکت تر شده ولی هنوزم لجبازیاشو داره. محمد رو هم که نمیشه ساکتش کرد. همش وسایل رو بازرسی میکنه و گاهی(اغلب) خرابشون میکنه.... دینگ دینگ۱: اسفند ماه پربرکتی بود دینگ دینگ۲: سال ۸۷ هم با همه خوبی ها و بدی هاش تموم شد(یعنی داره میشه). اول سال که اصفهان بودم و دوره کارآموزی. از اردیبهشت تا تیر بلاتکلیف و یه جورایی رو هوا. اواسط تیر وضعیتم مشخص شد و اومدم بجنورد. از اون به بعد هم اینجا موندگار شدم. دیگه اینکه بهمن ماشین گرفتم. دینگ دینگ بهاری: امیدوارم سالی سرشار از شادی و نشاط داشته باشین و به یک درصد از آرزوهاتون برسین. خب تا صد سال دیگه زنده اید و هر سال یک درصد باید منطقی باشه |
||
|
2
نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 7:34 توسط کیاکوچولو
|
|
||