تبليغاتX
::::بنام عشق::::
logo design
عشق تنهایی مرگ

سلام، سلام

خب بابا نزنید، فکر کنم عادت کردین به این دیر به دیر آپ کردنام.

باور کنین تو این مدت چندبار تصمیم گرفتم آپ کنم ولی خب خستگی کار از یه طرف، دوستای ناباب هم از طرف دیگه....

دینگ دینگ1: 22بهمن روزتولدم بود. ویشمستر مهربون زحمت کشید و یک آپ وبلاگشو به تولد من تخصیص داد. میتونید اینجا بخونیدش.

دینگ دینگ۲ : پنجشنبه سالگرد بابا بود. راستشو بخواین اصلا یادم نبود. یکی از همکارام تسلیت که گفت متوجه شدم. امروز یکی از بچه ها حرف جالبی زد. گفت امثال بابای من خوشبخت بودن که شهید شدن و این روزا رو ندیدن.اینم یه عکس از تشییع جنازه :

دینگ دینگ۳: مامانم قرار بود این هفته بیاد. منم مثل مرد اینبار خونه رو تمیز کردم تا کمتر گیر بده(فکرشو بکنید ساعت پنج صبح خونه رو جاروبرقی کشیدم و ظرفا رو شستم) از شرکت که زنگ زدم ببینم رسیده یا نه گفت برنامه ش منتفی شده و بیستم میاد.

اگه فکر می کنید خونه الان مثل دسته گل شده سخت در اشتباهید آخه دوباره برگشته به حالت اولش.

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 20:33  توسط کیاکوچولو  |