دیروز سالگرد شهادت دکتر شریعتی بود و فردا هم سالگرد شهادت دکتر چمران.
به همین بهونه گفتم بیام آپ کنم ولی دل و دماغی نمونده واسه مطلب نوشتن.
دو تیکه از جملات دکتر شریعتی رو مینویسم:
حضرت علی می فرماید: دوره ای می رسد که اسلام پوستینش را چپه تنش میکند. چقدر تعبیر علمی و دقیق و ادبی و درستی است ، برای اینکه پوستین لبای مخصوصی است و بر خلاف لباس هایی که پشت و رویشان خیلی با هم اختلاف ندارد ، پوستین پشت و رویش متضاد با هم است ،رویش بهترین رنگ را از نظر زمان و سبک و سلیقه زمان خودش دارد و بهترین هنرمندان رویش نقش صنعت و هنر به خرج دادند و با الیاف و با نخهای ابریشمی و خوش رنگ رویش نقش به کار بردند و زیبا و جذابش کردند که هر چشمی را به خودش می گیرد در صورتی که پشتش "لو لو خور خوره"ست و بچه ها را با آن می ترسانند. بنابراین اسلام پوستینش را چپه تنش می کند، یعنی اسلام را چنان وارونه اش می کنند که هر چشمی و هر منطقی و هر فکری و هر نسلی تا چشمش برای اولین بار به آن می افتد ،از آن فرار می کند
------------------------------------
او (علی) حاكمی بود كه بر پهنه های بزرگی در آفريقا حكم می راند اما زندان سياسی نداشت، حتی يك زندانی سياسی و قتل سياسی. و طلحه و زبير قدرتمندترين شخصیت های با نفوذ و خطرناكی كه در رژيم او توطئه كرده بودند، هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتش اجازه خواستند، و می دانست كه به يك توطئه خطرناك می روند، اما اجازه داد ، زيرا نمی خواست اين سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سياست، آزادی انسان را پامال كند.

دینگ دینگ۱: مطالب سالهای پیش رو میتونید اینجا بخونید:
http://kia311.blogfa.com/post-70.aspx
یه عالمه تایپ کردم ولی همش پرید. بعد شما گیر بدین که چرا دیر به دیر آپ می کنم، وقتی خود بلاگفا هم مارو نمی پذیره اصرار واسه چیه...
از یکشنبه تا عصر دیروز مشهد بودم. از طرف شرکت رفتیم کلاس. بد نبود. حرم هم واسه همه دوستام دعا کردم و از طرفشون دورکعت نماز زیارت خوندم.(شاید بهتر باشه بگم از طرفتون)
دیروز عصری که رسیدم یه دوش گرفتم بعدش رفتم خیابون. واسه اولین بار سروکله م تو ستادای انتخاباتی پیدا شد(ستاد کروبی). باحال بود. شوروحال بچه ها رو که دیدم یاد روزایی افتادم که واسه خاتمی تبلیغ میکردیم. یاد قدیما. یاد اون شب لعنتی و درگیری با بعضیا...
هنوزم هروقت یاد اون روزا میفتم تنم میلرزه...
خیلی ها انتخاب خودشون رو کردن و خیلی ها هم هنوز دودل هستن. من یکی که به کروبی را میدم بدلایل زیر:
برنامه مدون و روشن، عملگرا بودن، احیاکننده حزب گرایی، اعتقاد به کارگروهی نه فردگرایی و خیلی چیزای دیگه.
کروبی=کرباسچی،باقی،عباس عبدی،محمدقوچانی،عبدالکریم سروش،نجفی،ابطحی،مهاجرانی و خیلی های دیگه. اینا کسایی نیستن که تو رودرواسی قرار بگیرن یا حمایت بی دلیل بکنن. خب فکر میکنم اینا بیشتر از بقیه بتونن ما رو به آرمانشهرمون نزدیک تر کنن.
در مورد خاتمی هم باید بگم به نظر من تو یه معذوریت اخلاقی قرار گرفت و از موسوی حمایت کرد.
خاتمی یه حرفی زد که یا من یا موسوی و توش موند. اگه این آقا نیومده بود و خاتمی کنار نمی کشید نتیجه رای گیری از همین حالا مشخص بود.
دیگه اینکه اولین نفری که خاتمی رو سال۷۶ پیشنهاد داد کروبی بود. اونم وقتی که خیلی از همین به اصطلاح اصلاح طلبان میخواستن که خود کروبی بیاد وگرنه از ری شهری حمایت کنن و میگفتن خاتمی ناشناخته ست.
دینگ دینگ۱: بارزترین شعار خاتمی این بود:((زنده باد مخالف من)). حالا نمیدونم چرا طرفداراش این کارا رو میکنن. چرا بدترین توهین ها و فحاشی ها رو به طرفدارای احمدی نژاد میکنن؟ اینایی که میگن کاندیداشون مرد ادبه... قبول دارم که اونا هم همین رفتارو دارن. ولی طرفدارای هر کاندیدا باید به کاندیدای خودشون نگاه کنن نه به رقیب.
دینگ دینگ۲: اینم از آپ. اگه این روزا آپ نمی کردم واسه این بود که خیلی چیزارو نمیتونم بگم.
شرمنده سرم درد میکنه. شاید فردا چیزای دیگه گذاشتم.
این آپ رو زیادی جدی نگیرین.