تبليغاتX
::::بنام عشق::::
logo design
عشق تنهایی مرگ
نقاشی صلح

روزی پادشاهی اعلام کرد به کسی که بهترین نقاشی صلح را بکشد، جایزه بزرگی خواهد داد.
هنرمندان زیادی نقاشی هایشان را برای پادشاه فرستادند. پادشاه به تمام نقاشی ها نگاه کرد ولی فقط به دوتا از نقاشی ها علاقه مند شد.

در نقاشی اول، دریاچه ای آرام با کوه های صاف و بلند بود. بالای کوه ها هم آسمان آبی با ابرهای سفید کشیده شده بود.

همه گفتند: این بهترین نقاشی صلح است. در نقاشی دوم هم کوه بود ولی کوهی ناهموار و خشن، در بالای کوه آسمانی خشمگین رعد و برق می زد و باران تندی می بارید و در پایین کوه آبشاری با آبی خروشان کشیده شده بود.
وقتی پادشاه از نزدیک به نقاشی نگاه کرد، دید که پشت آبشار روی سنگ ترک برداشته، بوته ای روییده و روی بوته هم پرنده ای لانه ساخته و روی تخم هایش آرام نشسته است. پادشاه نقاشی دوم را انتخاب کرد.

همه اعتراض کردند ولی پادشاه گفت: صلح در جایی که مشکل و سختی ای نیست، معنی ندارد. صلح واقعی وقتی است که قلب شما با وجود همه مشکلات آرام و مطمئن است. این معنی واقعی صلح است.

* عجب پادشاه باحالی بودا 



دینگ دینگ۱)این عکسو یکی از بچه ها گروه کوهنوردیمون گرفته با دیدنش چه حسی بهتون دست میده؟

من غم همراه با غصه و نگرانی .. اینکه الان برق میره... آبم میره.. تلفنم قطع میشه.. تلفن که قطع بشه بعد نمی شه اومد نت... بعد نمی تونی وبتو آپ کنی .. کامنتای دوستاتو ببینی.. هزار تا مشکل دیگه

دینگ دینگ۲) این شعر کودکانه رو هم نوشتم اینجا برای محمد دادا.... دایی  کیا زحمت می کشه برای دادا میخونه... بخونش .. با حاله.. (منو یاد بچه گی هام میندازه)

*دونه های برفی*

برف که میاد تو آسمون ستاره   میباره از یه تیکه ابر پاره

دونه های قشنگی  مثل پنبه دانه     جمع میشه و میشینه رو پشت بوم خانه

لباسسبز درخت حالا چقد سفیده     درخت خودش میدونه که برف چقد مفیده

چشام از پشت شیشه رو برفا که میشینه  به انتظار صبحه یه صبح دلنشینه

با گوله های برفی فردا بدون حرفی   همه میشیم چه راضی باهم میریم به بازی

 دینگ دینگ۳) (کیاکوچولو:)بازم این مهربون ما رو شرمنده کرد و این مطالب رو اینجا گذاشت. تنها کاری که میتونم انجام بدم اینه که دعا کنم عروسیاشون زیاد بشه تا ماشین بیشتری گل بزنن. واینکه به احترامش امروز دینگ دینگ آبی نداشته باشیم. 

                                                                                                  امضا ء :لنگه کفش

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8:20  توسط کیاکوچولو  | 

سلام...

امروز خیلی حالم خوبه. خب بایدم خوب باشم واسه اینکه دیشب بچه ها اومده بودن خونمون و کلی خندیدیم و.... . خداییش بچه های باحالین.  

مامان چهارشنبه رفت تهران تا از اونجا بره آشتیان. آخه تولد مبیناست. خیلی دوست داشتم برم واسه تولدش اما چه کنم که بسته پایم(ولی کادوی تولدشو واسش فرستادم تا نگه بی معرفتم).

جاتون خالی در عرض یه شب خونه رو به حالت قبلش برگردوندم(بهم ریخته و شلوغ) اما دیشب که قرار شد بچه ها بیان مجبور شدم دوباره مرتب کنم آخه با یکیشون جدیدا آشنا شدم و هنوز اخلاقم دستش نیومده. گفتم زشته واسه اولین بار که میاد خونمون خونه رو بهم ریخته ببینه. بقیه بچه ها کلی تعجب کرده بودن که خونه مرتب باشه و باورشون نمی شد. بابا خونه باید بهم ریخته باشه تا احساس زندگی بهت دست بده نه اینکه مرتب باشه و همش استرس داشته باشی که نکنه چیزی سرجاش نباشه یا ظرفی کثیف مونده باشه.

دیگه اینکه قرار بود پسرخالم و خانمش و دختر خالم وهمسرش(که پسرداییم باشه)و خواهرم و شوهرش(که پسرخالم باشه)و داداشم  امروز لشکرکشی کنن بیان خونه ما واسه اولویه خورون. بلایی بود که به خیر گذشت آخه خالم دیروز زنگ زد و هممون رو واسه نهار دعوت کرد اونجا.

دینگ دینگ۱: یه اخلاقی دارم که خودمو به هیشکی تحمیل نمی کنم و دست بقیه رو باز میزارم که باهام دوست باشن یا نه جز چندنفر که واقعا ارزش دوستی رو دارن و ازدست دادنشون باعث افسوس میشه.(این رو نمیدونم چرا نوشتم، همینجوری به ذهنم رسید)

دینگ دینگ۲: بالاخره حکمم رو زدن. اونایی که همش میپرسن چقدر حقوق میگیرم تا ۲سال(که ۹ماهش گذشت) پایه حقوقم ۱۲۸۰۰۰ وفوق العاده نمیدونم چی چی هم ۳۶۰۰۰. حقوق پایین یه خوبی داره که دیگه مامانم اصرار نمیکنه که برم زن بگیرم. نمیدونم این مامانا چه علاقه ای دارن با دست خودشون پسرشون رو بدبخت کنن.

دینگ دینگ۳: صبح تو یه سایتی نوشته بود که هفته نامه شهروند امروز هم توقیف شد. نمیدونم چرا این کار رو کردن. آخه تنها نشریه ای هست که قبولش دارم. با اینکه متعلق به اصلاح طلباست(عطریانفر ومحمدقوچانی) ولی همیشه در مورد موضوعاتی که بررسی میکنه از دوطرف نظر میخواد ومثل بقیه نشریات کشور خودشو درگیر جدلها و دعواهای بیهوده سیاسی نمیکنه. امیدوارم یه شایعه باشه.

دینگ دینگ۴: این روزا دارم کتاب دفاعیات محسن کدیور رو میخونم. اگه گیرش آوردین حتما بخونیدش. مظلومیتش آدم رو به همدردی و تاسف وا میداره.نظری درموردش نمیدم و فقط میگم که گاهی از بی منطق بودن و افراطی گریهای بعضی متعجب میشم. بیخیال....

دینگ دینگ۵: بازگشت ممول رو هم تبریک میگم. وبلاگ جدیدش با نام ((تاهمیشه سخت، پیروز)) افتتاح شد. حتما یه سر بهش بزنین. امیدوارم دیگه مشکلی واسش پیش نیاد.

دینگ دینگ۶: دیگه چیزی ندارم. بعدا اگه چیزی به ذهنم رسید تو دینگ دینگ اضافه مینویسم.

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 9:18  توسط کیاکوچولو  | 

هنوز هستم!
سلام.....

میدونم همتون از دستم عصبانی هستید که چرا دیر به دیر آپ میکنم(اعتماد به نفسو حال میکنی؟ بجز تک و توکی دوستای قدیمی کسی به اینجا سر نمیزنه اونا هم از روی عادت میان اینجا شایدم یه جور بازدید در جواب دید).

تو این مدت حس آپ کردن رو نداشتم. یعنی الانم ندارم ولی دیگه خیلی ضایعه که....

همش تقصیر این ویشمستره واسه اینکه خیالم رو راحت کرده که اگه آپ نکنم اون بجام مینویسه.(رو که نیست، بجای اینکه ازش تشکر کنم دارم دری وری هم میگم. به زبون خودتون تی بلامی سر)

روزام یه جورایی یه نواخت شده. صبح تا ساعت ۴ شرکتم. ۴:۳۰ میرسم خونه یه چرت میزنم بعدش بیدار که میشم میبینم شب شده. یه سر میرم بیرون با دوستام. بچه های باحالین(باحالی هستن). عشق فیلمن و همش درمورد فیلم صحبت میکنن. با اینکه به اونصورت چیزی از حرفاشون سر در نمیارم ولی بهتر از اینه که با دوستای بد بشینم و چرت و پرت بگیم.

مامانم هم یه هفته ست که اومده بجنورد. شب اولی که اومد تا دوساعت داشت بهم گیر میداد که این چه وضع خونه ست و.... نمیدونه دوروز داشتم خونه رو جمع و جور میکردم. تقصیر من چیه که مامانم وسط هفته اومد. آخه من فقط جمعه ها خونه رو مرتب میکنم و توی طول هفته کاملا بهم میریزمش.

دینگ دینگ۱: ۱۳مهر سالگرد فوت فریدون فروغی بود. خواستم به مناسبتش آپ کنم که نشد. اگه خواستی میتونی آپ دوسال قبلم رو اینجا بخونی.

دینگ دینگ۲: کتاب ۱۱دقیقه پائولوکوئلیو رو خوندم. کتابش خوب بود ولی نمیدونم چرا مثل بعضیا به اون صورت نمیتونم با کتاباش حال کنم و واسم عالی عالی نیست. الانم دارم کتاب کافه پیانو رو میخونم.

دینگ دینگ۳: هفته قبل رفتم مشهد. خوب بود و خوش گذشت. واسه همتون دعا کردم.

دینگ دینگ۴: فعلا که چیزی ندارم. شاید بعدا اضافه کنم. 

mamalie daei

2 نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 7:31  توسط کیاکوچولو  |