این روزا حس آپ کردن رو ندارم.
البته فقط حس آپ کردن. آخه شبا تو دفترم کلی مطلب مینویسم و کلی حرف که ....
وقتی اینایی که میگن ((دوست ناباب)) باعث بدبختیشون شده رو میبینم حرصم میگیره.
ضعف خودشون رو نسبت میدن به این دوست ناباب. یکی نیست بگه خودت بی ظرفیت بودی و عقلتو دادی دست کسی که نمیشه بهش گفت آدم بعد....
یه دوست دارم همیشه میگه هروقت میبینه به این نتیجه میرسه که دوست ناباب فقط حرفه.
یادش بخیر سال پیش دانشگاهی ۴نفر بودیم که صبح تا شب با هم بودیم و هرکاری میکردیم با هم انجام میدادیم.
اون ۳تا سیگار میکشیدن و من بنا به دلایلی نمیکشیدم، و این واسه همه سوال بود که من چطور یکسال با اونا بودم ولی سیگاری نشدم. این که میگم سیگار میکشیدن یکی دوتا نبود. یه جورایی معتاد سیگار بودن و حتی واسه همین سیگار روزه نمی گرفتن.
ولی تنها عیبشون همین سیگار بود و معرفتشون تک بود. بعد اینکه رفتم مشهد رابطه م با یکیشون مثل سابق مونده و با دوتای دیگه تلفنی حال همو می پرسیم. این دوستم که هنوز با هم هستیم بعد دوسال سیگار رو کنار گذاشت و شروع کرد به ورزش وکار. خوشبختانه الان هم حال و روزش خوبه.
بقول خودش ما شدیم یه دوست باب واسش تا ترک سیگار کنه.
میدونم چرت نوشتم فقط خواستم آپ کرده باشم.
این روزا در مورد چیزایی تو دفترم مینویسم که نمیتونم اینجا بنویسمشون. یه جورایی گله هامه از جامعه و درددلهای....
دینگ دینگ۱: ببینم موقع این روزا دوستاتون رو دعا می کنید؟
دینگ دینگ۲: واقعا منو ببخشید که کم بهتون سر میزنم. ولی چه کنم که بنا به دلایلی کمتر میام نت و میخوام یه مدتی با خودم باشم و تو دنیای خودم.
دینگ دینگ۳:تو این چندوقته یه شایعه شده بود که کورش یغمایی هم فوت شد. خوشبختانه خیلی زود تکذیب شد و... . سعی میکنم تو اولین فرصت درموردش بیشتر بنویسم. آخه ترانه هاشو خیلی دوست دارم و باهاشون خاطره های خوبی دارم.
دینگ دینگ۴: بدون اجازه یه شعر از دوست خوبم زهرا مثالی نویسنده وبلاگ ((شبانه بیا به شب شعرم)) رو اینجا میزارم تا بخونیدش ولی لطفا نظرتون رو برید تو وبلاگ خودش بزارین.
واژه سه حرفی غریب ...
من به زمستان می اند یشم....گرچه اکنون تابستان است...
من به آن واژه بی معنای سه حرفی می اند یشم....
به آن واژه غریب....که غریبه ها زمزمه آن را بر لب دارند....
به آن واژه غریب د وست نداشتنی که چیست این گونه ویرانگر؟
سرما در ذهن خسته ام نفوذ کرده است....
منجمد و یخ زده می اند یشم....
به آن واژه سه حرفی یخ زده بر لبهایم می اند یشم....
من به آن زمستانی می اند یشم که د ستان تو را هیچ د ست
دیگری گرم نخواهد کرد........
من به آن زمستان می اند یشم ...
به آن واژه سه حرفی بی معنا و غریب...
نسیم سردی اند یشه ام را تکان می دهد...
اند یشه ام را درباره ی آن واژه غریب د وست ند اشتنی تلخ بی معنا!
و د ستان سرد تو ...
چه کسی د ستان سرد تو را با آن واژه سه حرفی غریب د وست ند اشتنی تلخ
گرم خواهد کرد؟
من با ذهنی خسته و یخ زده می اند یشم.....![]()
![]()
شاعر : زهرا مثالی روشنی....![]()
دوباره ماه رمضان شدو....
تو این ماه چهره ها مثبت تر و چشم ها نورانی تر میشه.
امسال اولین سالیه که ماه رمضان رو تنهام.
البته این رو هم بگم چند ساله که سحری نمیخوردم و آخر شب یه چیزی می خوردم(بسوزه پدر تنبلی)
ولی امسال تصمیم گرفتن همت کنم و سحر ها بیدار شم. تو این چندشب قدر مامانمو حسابی فهمیدم. اون موقع ها مامانم نصفه شب بیدار میشد و سحر درست میکرد، سفره میچید بعد ما رو بیدار میکرد. ۱۰دقیقه مونده به اذان بیدار می شدیم و سحر رو میخوردیم و میخوابیدیم. بدون اینکه بفهمیم مامان چه زحمتی کشیده.
حالا من غذامو شب درست میکنم و موقع سحر فقط گرمش میکنم. ۴۰دقیقه مونده به اذان بیدار میشم ولی بازم وقت کم میارم.
دینگ دینگ۱: من عاشق بامیه های ماه رمضونم.
دینگ دینگ۲: ساعت کاریمون کمتر شده ولی کارمون نه. واسه همینم مجبورم فشرده کار کنم طوریکه آخر وقت مخم سوت میکشه.
دینگ دینگ۳: ممول کوچولو(سمیرا بقول خودش) کارشناسی ارشد تهران و کرمان قبول شده. هرکی شیرینی میخواد بره وبلاگش و تبریک بگه. واسه بقیه هم دعا میکنم سال بعد قبول شن.
دینگ دینگ۴: جاتون خالی دیروز کلی سالاد اولویه درست کردم و تا چند شب واسه افطار چیزی درست نمیکنم.
دینگ دینگ۵: اینم عکسای محمد.


دینگ دینگ جوابی: خدمت تیده آ و سامره خانم عرض کنم که هنوز زوده واستون به آشپزی آق کیا گیر بدین. سالاد اولویه به شرط اینکه سسش رو نزنی هیچ کاریش نمیشه. پس موقع خوردن سس مایونز میزنم بهش و نوش جون میکنم.
مردمان ديوارخانه شان را بلندكرده اند.
دل صداقت شان اما شكسته است
درخود فرورفته اند ودرفاضلاب خودخواهي منزل گزيده اند.
هيچ كلامي ازبهار زيباي ايمان برنمي خيزد.
ودروغُُُ, موشهاي انديشه شا ن را زندگي مي كند.
بلكه هيچ يقيني در آنها نمي رويد.
مگس ها درآبرويشان تخم گذا شته اند.
وچشمان ايثارشان درمسير نابينايي حركت مي كند.
مردمان درخرابه هاي پر كينه ي حسد پرسه مي زنند.
ازدريا وجنگل وزيبايي هاي سنگ و درخت دور شده اند.
((قاسم حسن نژاد))