تبليغاتX
::::بنام عشق::::
logo design
عشق تنهایی مرگ

سلام....

امیدوارم خوب باشید.

بعد چند هفته امشب حالم خیلی خوبه.آخه فردا از بلاتکلیفی راحت میشم و احتمالا جایی برم که دیگه نتونم از اینترنت استفاده کنم، آخه دارن منو تبعید می کنن(البته به قول خودشون). راستشو بخواین سر یک سوء تفاهم کوچیک با رئیس قسمتمون دعوام شد و با هم بحث کردیم. هیچکدوممون هم کوتاه نمیاییم.خب چون تقسیم ما دست اونه اونم از قدرتش استفاده کرده و میخواد منو تبعید کنه. ولی من خوشحالم که اولا خودمو پیشش کوچیک نکردم و بهش فهموندم که با بقیه سربازاش فرق دارم، ثانیا دستش پیش من رو شده.

تا حالا از اسم بابام سوء استفاده نکردم ولی مجبورم این بار این کار رو بکنم. میخوام به بعضیا بفهمونم که اونقدرا هم که فکر میکنن ساکت نیستم و اگه جاش برسه جوابشونو میدم.

امشب اومدن بگم اگه دیدین تا ۲-۳ ماه نیومدم بدونید که موفق شدن منو تبعید کنن و لب مرز خدمت میکنم ولی مطمئن باشید که برمیگردم و تنهاتون نمیزارم.

دینگ دینگ۱:فافا و ممول اگه تا ۱۰ بهمن آپ نکردم وبلاگمو برام آپ کنید...

دینگ دینگ۲:اگه کسی از فافا خبر داره به ما هم بگه آخه خیلی وقته غیبش زده. ...

دینگ دینگ آخر:

ببینم کی گفته که قراره کسی پیدا بشه؟ اگه همه می خوان مثل ... باشن همون بهتر که صدسال سیاه پیدا نشن... .درسته؟! خب دیگه داری از دستم راحت میشی و هر ۲-۳ ماه یکبار میام اینجا تا آپ کردنام برابر بشه با حضورت توی اینجا.

 

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای آرام نشستن

 

به رسم دوستی دستی فشردن

ولی با هرسخن قلبی شکستن

 

برای دیگران چون کوه بودن

ولی در چشم خود آرام شکستن

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:5  توسط کیاکوچولو  | 

رنگ دوستی!
به نظر شما دوستي چه رنگيه؟!

سبز؟سفيد؟سرخابي و يا شايد هم....؟

شايد بپرسي دوستي مگه ماديه که رنگ داشته باشه؟نميدونم شايد باشه...ببينم مگه نور ماده ست که رنگين کمون ميشه؟!
به نظر من دوستي فرقي نميکنه چه رنگي باشه، اصل اينه که يکرنگ باشه.ناخالصي نداشته باشه.

يکي مي گفت دوستي دو رنگه،رنگ شادي و رنگ غم. يعني با غم دوست غمين بشيم و با شيديش خوشحال. ولي به نظر من اين هم خودش يه جور يه رنگيه.آخه با اين کار با دوستمون يکرنگ ميشيم...

....

ادامه ي مطلب رو خودتون پر کنيد.نميشه که همه چيز رو من بهتون بگم

راستي سلام.خوبين؟ چه خبرا؟

از دست بعضيا ناراحتم.آخه خيلي وقته آپ نکردن.....

بعضيا هم...

دينگ دينگ1: از اونايي که دعوت منو به بازي قبول کردن ممنونم ولي...

دينگ دينگ آخر:

چه سخت است اين که مردي رابه دل غم باشداما اشک نتواند

دلش را درد جان سوزي بسوزاند وليکن گريه نتواند

من آنشب گريه ميکردم و تو با لحظه هايت بزم را رونق فضا بودي

من آنشب گريه ميکردم و تو با خنده هايت درد را بر من روا بودي



ميان چلچراغ ديدگان مست تو هزاران شعر مي خواندم

هزاران شعر تنهايي،حديث بي کس وياري،سرود وجد مي خواندم



گلو از بته هاي درد مي ناليد و من شادمان اما غمين بودم

سرشک درد مي افشاندم وليکن ساکت و خاموش بودم
2 نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 18:21  توسط کیاکوچولو  | 

بازی شب یلدا
سلام

شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم و بهتون اصلا سر نمیزنم. آخه بنا به دلایلی خیلی کم از ستاد میام بیرون و زیاد on نمیشم.خب امیدوارم منو درک کنید و بهم فرصت بدین تا خودمو پیدا کنم.

بریم سر اصل مطلب.

ممول منو به یه بازی جالب دعوت کرده(بازی شب یلدا). روش بازی به این صورته که کسی که به بازی دعوت میشه باید ۵تا خصوصیت خودشو بگه و آخرسر هم ۵نفر دیگه رو دعوت کنه تا به بازی ادامه بدن و الی آخر...

خب اینم از خصوصیات من(البته نظر خودمه و شاید اشتباه میکنم.بهتر بود که بقیه در مورد من نظر میدادن)

  1. یه جورایی زودباورم. با اینکه این ویژگی من خرد شده و به همه شک دارم ولی ته دلم همه رو پاک و بیگناه میدونم.
  2. از کسی کینه به دل نمیگیرم حتی اگه بدترین نامردی ها رو در حق من کرده باشه.(جز یک مورد تا حالا کسی رو نفرین نکردم).هیچوقت از شکست دشمنم خوشحال نشدم. نمیدونم چرا ولی همیشه دلم به حال بقیه میسوزه اما دریغ از ....
  3. تو زندگیم به ۲نفر بیشتر از بقیه وابسته م. مامانم و مبینا.
  4. آینده نگر نیستم. هرچقدر پول گیرم بیاد خرج میکنم و میگم فردا خدا کریمه.(البته دارم سعی میکنم که این خصوصیت رو برطرف کنم و واسه همینم خیلی کم بیرون میام)
  5. گفته بودم که همیشه گزینه ی آخرم واسه توئه. پس پنجمین خصوصیت من مربوط به توست که نمیتونم فراموشت کنم(حتی اگه نبینمت).

واسه ادامه بازی هم اینا رو دعوت میکنم:

کیومرث (کلبه تنهایی)(داداشیه گل خودم)

فافا (رویای بی انتها)(چیزی واسه گفتن در مورد این یکی ندارم آخه با قانون آشناست و احتمال این که منو راهیه زندون کنه زیاده...)

بیتا (دو پنجره)(البته با اجازه ی آقا احسان)

زهرا (شبانه بیا به شب شعرم)(بهترین شاعر شبهای ...)

مهناز (نیش عقرب)(البته فکر کنم نیش عقرب زهرش کمتر باشه...)

توضیح: پرانتز اول شامل اسم وبلاگ و پرانتز دوم توضیحات من در مورد طرف... . اگه خواستین به وبلاگشون سر بزنید(که حتما این کار رو میکنید) روی اسم وبلاگشون کلیک کنید.

 

دینگ دینگ ۱:امیدوارم از این ویژگی های من سوء استفاده نکنید. ضمن اینکه این متن رو بدون پیش زمینه ای نوشتم و هرچی که به ذهنم رسید پیاده ش کردم. پس اگه زیاد جالب نیست منو ببخشید.

دینگ دینگ۲:یک جمله ی جالب توی وبلاگ ::عشق:: خوندم. و دیدم که بد نیست شما رو با این وبلاگ آشنا کنم:((از بچه گي به من گفتند همه را دوست بدار . حالا که فقط دل به يکي بسته ام مي گويند فراموشش کن))

دینگ دینگ آخر:

شب میشه دوباره تاریکی دوباره آغاز میشه

دل من با غمش دوباره دمساز میشه

میشینه مرغ شب رو تک درخت خونه م

میخونه با دل شکسته همراز میشه

ای خدا دلم براش پر میزنه

کی میاد به خونمون در میزنه

تو بگو که توی این تنگ بلور

به من شکسته دل سر بزنه

آه یار من زخوشگلی راه میره، افسون میریزه

زهوس خون به دل عاشق مجنون میریزه

رد میشه زپیش من اما زحالم غافله

که ز چشمم ز غمش گریه چو بارون میریزه

مرغ شب خوابید و با یاد تو بیدارم هنوز

دل ما بیمار شد و مشتاق دیدارم هنوز

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 11:9  توسط کیاکوچولو  |