سلام....
امیدوارم خوب باشید.
بعد چند هفته امشب حالم خیلی خوبه.آخه فردا از بلاتکلیفی راحت میشم و احتمالا جایی برم که دیگه نتونم از اینترنت استفاده کنم، آخه دارن منو تبعید می کنن(البته به قول خودشون). راستشو بخواین سر یک سوء تفاهم کوچیک با رئیس قسمتمون دعوام شد و با هم بحث کردیم. هیچکدوممون هم کوتاه نمیاییم.خب چون تقسیم ما دست اونه اونم از قدرتش استفاده کرده و میخواد منو تبعید کنه. ولی من خوشحالم که اولا خودمو پیشش کوچیک نکردم و بهش فهموندم که با بقیه سربازاش فرق دارم، ثانیا دستش پیش من رو شده.
تا حالا از اسم بابام سوء استفاده نکردم ولی مجبورم این بار این کار رو بکنم. میخوام به بعضیا بفهمونم که اونقدرا هم که فکر میکنن ساکت نیستم و اگه جاش برسه جوابشونو میدم.
امشب اومدن بگم اگه دیدین تا ۲-۳ ماه نیومدم بدونید که موفق شدن منو تبعید کنن و لب مرز خدمت میکنم ولی مطمئن باشید که برمیگردم و تنهاتون نمیزارم.
دینگ دینگ۱:فافا و ممول اگه تا ۱۰ بهمن آپ نکردم وبلاگمو برام آپ کنید...
دینگ دینگ۲:اگه کسی از فافا خبر داره به ما هم بگه آخه خیلی وقته غیبش زده. ...
دینگ دینگ آخر:
ببینم کی گفته که قراره کسی پیدا بشه؟ اگه همه می خوان مثل ... باشن همون بهتر که صدسال سیاه پیدا نشن... .درسته؟! خب دیگه داری از دستم راحت میشی و هر ۲-۳ ماه یکبار میام اینجا تا آپ کردنام برابر بشه با حضورت توی اینجا.
چه دردیست در میان جمع بودن
ولی در گوشه ای آرام نشستن
به رسم دوستی دستی فشردن
ولی با هرسخن قلبی شکستن
برای دیگران چون کوه بودن
ولی در چشم خود آرام شکستن
شرمنده که دیر به دیر آپ میکنم و بهتون اصلا سر نمیزنم. آخه بنا به دلایلی خیلی کم از ستاد میام بیرون و زیاد on نمیشم.خب امیدوارم منو درک کنید و بهم فرصت بدین تا خودمو پیدا کنم.
بریم سر اصل مطلب.
ممول منو به یه بازی جالب دعوت کرده(بازی شب یلدا). روش بازی به این صورته که کسی که به بازی دعوت میشه باید ۵تا خصوصیت خودشو بگه و آخرسر هم ۵نفر دیگه رو دعوت کنه تا به بازی ادامه بدن و الی آخر...
خب اینم از خصوصیات من(البته نظر خودمه و شاید اشتباه میکنم.بهتر بود که بقیه در مورد من نظر میدادن)
واسه ادامه بازی هم اینا رو دعوت میکنم:
کیومرث (کلبه تنهایی)(داداشیه گل خودم)
فافا (رویای بی انتها)(چیزی واسه گفتن در مورد این یکی ندارم آخه با قانون آشناست و احتمال این که منو راهیه زندون کنه زیاده...)
بیتا (دو پنجره)(البته با اجازه ی آقا احسان)
زهرا (شبانه بیا به شب شعرم)(بهترین شاعر شبهای ...)
مهناز (نیش عقرب)(البته فکر کنم نیش عقرب زهرش کمتر باشه...)
توضیح: پرانتز اول شامل اسم وبلاگ و پرانتز دوم توضیحات من در مورد طرف... . اگه خواستین به وبلاگشون سر بزنید(که حتما این کار رو میکنید) روی اسم وبلاگشون کلیک کنید.
دینگ دینگ ۱:امیدوارم از این ویژگی های من سوء استفاده نکنید. ضمن اینکه این متن رو بدون پیش زمینه ای نوشتم و هرچی که به ذهنم رسید پیاده ش کردم. پس اگه زیاد جالب نیست منو ببخشید.
دینگ دینگ۲:یک جمله ی جالب توی وبلاگ ::عشق:: خوندم. و دیدم که بد نیست شما رو با این وبلاگ آشنا کنم:((از بچه گي به من گفتند همه را دوست بدار . حالا که فقط دل به يکي بسته ام مي گويند فراموشش کن))
دینگ دینگ آخر:
شب میشه دوباره تاریکی دوباره آغاز میشه
دل من با غمش دوباره دمساز میشه
میشینه مرغ شب رو تک درخت خونه م
میخونه با دل شکسته همراز میشه
ای خدا دلم براش پر میزنه
کی میاد به خونمون در میزنه
تو بگو که توی این تنگ بلور
به من شکسته دل سر بزنه
آه یار من زخوشگلی راه میره، افسون میریزه
زهوس خون به دل عاشق مجنون میریزه
رد میشه زپیش من اما زحالم غافله
که ز چشمم ز غمش گریه چو بارون میریزه
مرغ شب خوابید و با یاد تو بیدارم هنوز
دل ما بیمار شد و مشتاق دیدارم هنوز