|
|
یاد دادا |
|
|
سلام.از اینکه دیر به دیر آپدیت میکنم شرمنده ام.چه کنم که بسته پایم.این روزا خیلی بی حوصله ام.همه رفتن مسافرت و من تنها موندم.روزی چند تا فیلم میبینم و ... .دست و دلم به هیچ کاری نمیره. اختمالا فردا برم بجنورد پیش داداشیم.آخ که دلم واسش یه ذره شده.فکر نکنی داداش واقعیمه ولی از داداش برام عزیزتره.7سال به توی یک میز مینشستیم . مدرسه رو روی سرمون میزاشتیم.چه روزای باحالی بود.24 ساعت با هم بودیم.کلاس, خیابون, باشگاه و... .تو کشتی هیچوقت مربیمون ما رو با هم نمی انداخت.آخه چشم دیدن زمین خوردن اون یکی رو نداشتیم.وقتی فهمید که من دیگه نمیتونم برم رو تشک اونم کشتی رو کنار گذاشت تا من ... .هرکار کردم از تصمیمش بر نگشت.دوستش دارم خیلی .به خدا التماس میکنم که این یکی رو از من نگیره آخه دیگه طاقتشو ندارم.... اصلا چرا اینا رو دارم به شما میگم.وللش...
آها شاید یه سر رفتم گرگان پیش یکی بچه ها. دیگه کم کم برم که شیکمم به قارقور افتاده.واییییییییی بازم ساندویچ...... |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان1384ساعت 9:52 توسط کیا کوچولو
|
|
||
|
|
انتقاد |
|
|
آیا در جامعه ی ما فساد وجود ندارد؟آیا جوانان ما پاکند؟پس این همه تباهی مربوط به کیست؟آیا اینان ایرانی نیستند؟متعلق به این جامعه نمی باشند؟اگر اینطور باشد در این دیار کمتر جوانی یافت میشود که ایرانی باشد....! نه!خود را گول نزنید, همچون کبک سر در برف نکنید و خود را به جهالت نزنید.این ها فرزندان شما هستند, از خون و گوشت شما بوجود آمده اند, از همه مهمتر این که در کنار شما زندگی می کنند. توجیه و ... اینجا کارآیی ندارد.آیا این توجیه که زمانه عوض شده, صحیح است؟اگر اینطور است, چه کس یا کسانی این زمانه را عوض کرده اند؟اگر بیگانگان این کار را کرده اند چرا جلوی ایشان را نگرفته اید؟و اگر کار خودتان است هم که دیگر هیچ..... چرا باید کار به جایی رسیده باشد که جوان ان امید باشد؟آیا با خشونت و اعمال قدرت می توان وضع را عوض کرد؟آیا به وسیله ی فشار می توان آن جوان معتاد را به راه راست برگردانیم؟به زندگی امیدوار کنیم؟آیا میشود آن نوجوان را که به فساد کشیده شده, منع کرد؟نه! با این کارها میشود ظاهرا فساد را از جامعه پاک کرد ولی نمی توان آنرا از بین برد.این فسادها به مانند آتش زیر خاکستر آماده ی پدیدار شدن هستند و همچنان به کار خویش ادامه می دهند. ای کسانی که بر مسند قدرت تکیه زده اید, فکری کنید تا این آتش برای همیشه خاموش گردد., چرا که روزی همین آتش دامان شمارا نیز فرا میگیرد; آن روزی که این اتفاق بیفتد دیگر کار از کار گذشته و این ـش همه جا را دربر میگیرد, همه جا مملو از از دود و سیاهی میشود.... کمی به خود بیایید و راه حلی بیابید... دینگ دینگ:اینجا رو بخونید پشیمون نمیشید.البته با اجازه ی آتنا خانم. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان1384ساعت 15:22 توسط کیا کوچولو
|
|
||
|
|
رویای شبانه |
|
|
دیشب خواب تو را دیدم , چه رویای پرشوری انگارکه توی خواب دیدم, تو سالهاازمن دوری تو را توی باغی دیدم که, سرتاسر غزال بود هزارون چشم تازه اش, به طاق آسمون بود مثال عکس قرص ماه میون آب نشستی تا دست بردم بگیرمت خورشید شدی شکستی آه ای فلک نفرین به تو, ببین چه میکشم من جدا از آن مهر آفرین, میون آتشم من این شعر رو عارف توی فیلم سلطان قلب ها خونده.فیلمی که هر وقت میبینم دلم میگیره.خیلی از شب ها مثل این ترانه خواب میبینم ولی تو توی خواب کنارمی نه اینکه از من دور باشی...
دینگ دینگ2:امروز روز تولد مبیناست دینگ دینگ3:پروژه ی داستان نویسی به قسمت چهارم رسید.اگه میخوای بخونی اینجا برو. دینگ دینگ آخر:از دعاهای قبلیتون ممنونم و میخوام که یک دعا هم واسه ی کسی بکنید که برام خیلی ارزش داره.شما دعا کنید خدا خودش میدونه که کیه. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 15 آبان1384ساعت 16:17 توسط کیا کوچولو
|
|
||
|
|
عشق های دروغین |
|
|
سلام.مطلب قبلی رو از سایت آوای آزاد نوشتم که در مورد عشق بود.مطلبی که امروز مینویسم واستون در مورد عشق های امروزیه.البته نظر من اینه و شاید شما با من هم نظر نباشید. عشق های دروغین, دوست داشتن های واهی. دیگه نمیشه به کسی اعتماد کرد, حتی به خود.بر اثر یک حادثه به کسی وابسته (دلبسته) میشوی و اسم آن را ((عشق)) میگذاری در حالیکه این عشق نیست فقط یک حس گذراست.بعدها که در پی گذشت روزگار از او متنفر میشوی, از عشق در ذهنت هیولایی میسازی که همواره موجب پشیمانیت از این کار خواهد شد.این نتیجه ی عشق های دروغین است. نمیدونم بکاربردن واژه ی عشق هرچند با پسوند دروغین کار درستیه یا نه؟ ولی کلمه ای جز این نیافتم تا منظورم رو بفهمونم.همیشه گفتیم که دیگه عشق وجود نداره و این حس والا به ابتذال کشیده شده, ولی تابحال به این فکر کرده ایم که چرا این اتفاق افتاده؟ برگردیم به ابتدای بحث; به عنوان مثال تو عاشق یکنفر میشی(البته عشق دروغین و غیر حقیقی)و سپس شکست میخوری(خواسته یا ناخواسته), از کلمه ی عشق متنفر میشوی و این حس رو باعث تموم بدبختی هات میدونی.اینجاست که معنای واقعی عشق در تو به فراموشی سپرده میشود و قداستش را از دست میدهد.به این کاری نداریم که تو همه جا از عشق بدگویی میکنی و ... .فرض میکنیم در این حالت عشق واقعی به سراغ تو بیاد.به نظر خودت چه عکس العملی در برابر آن داری؟در بهترین حالت اونو می پذیری ولی به سردی و در حال کلنجار رفتن با خود که آیا گذسته تکرار خواهد شد یا نه! در نتیجه صداقت بین شما از میان خواهد رفت و دیگر عشق پاکی در کار نیست... بیا و دیگه نگو عشق واقعی در کار نیست, بلکه اسم هر رابطه ای بین خودتون رو عشق نزار; با هر حرفی خودتو نباز; به دلت رجوع کن ببین چی میگه.البته این رو هم بگم اگه میخوای عشق واقعی رو ببینی باید شک و دودلی رو از دلت کنار بزنی.ولی خواهشا با هر حرفی خام نشو و...! کیا 6/7/8تهران دينگ دينگ اصلي:ازتون خواهش دارم که واسه الناز و ممول دعا کنيد.دليلش رو نپرسيد فقط دعا کنيد که خدا کمکشون کنه. دینگ دینگ1:پروژه ی داستان نویسی ممول بالاخره راه افتاد.در موردش آیندگان باید بگن ولی همین قدر بگم که آشپزاش 2تا که نیستن هیچ چیزی حدود 10 نفرن.خدا به داد خواننده ها برسه.واسه خوندنش اینجا رو کلیک کن. دینگ دینگ2:ازلیدا خواهش میکنم که به کارش ادامه بده و ما منتظرش هستیم. دینگ دینگ3:ورود یه تازه وارد(فافا) رو به جمع وبلاگنویس ها(اراذل اوباش)تبریک میگم. دینگ دینگ آخر:فکر کنم فاطمه و امثال اون عشق رو تو این دوتا مطلب فهمیده باشند. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 10 آبان1384ساعت 22:31 توسط کیا کوچولو
|
|
||
|
|
عشق چيست ؟ |
|
|
عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند براي : روزي كه كمترين سرود بوسه است و هر انسان براي هر انسان برادريست روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس است عشق فروتن است عشق فروتني است از ياد نبريم كه درسرتاسر زندگي خود هرگاه به انسان والايي شايسته ي عشق برخورده ايم نخستين خصلت برجسته اي كه در او يافته ايم فروتني او بوده است و هر قدر درجه ي دانش و فرهنگ وي بالاتر به همان نسبت فروتني او نيز افزونتر است پس عشق را با اين نخستين خصلت بزرگ و خجسته مي توان بازشناخت عشق نيكي است عشق همه ي نيكي هاي جهان را در خود جمع دارد و به همين سبب نيرومند است به سبب همين نيرومندي است كه مهربان و ايثارگر است و به عكس دمي به اين سنگين دلان و ستمكارگان افسار گسيخته ي سرتا سر جهان بنگريد كه سنگين دلي و ستمكارگي آنان به رغم نيرومندي ظاهريشان حاصل ضعف و پلشتي آنهاست. برگرفته از سایت آوای آزاد ******* *********** ********* ******** دینگ دینگ:این یکی رو هم بخونید خیلی جالبه.البته با اجازه ی حورا نویسنده ی وبلاگ نغمه درد. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه 7 آبان1384ساعت 19:27 توسط کیا کوچولو
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام.تازه از حرم اومدم.جاتون خالی با امام رضا کلی حال کردیم.چندوقتی بود که سبک نشده بودم واسه همه اونایی که ازم خواسته بودن دعاشون کنم دعا کردم.ولی بیشتر از همه واسه مامانم کسی که تک و تنها منو بزرگم کرد.خیلی برام زحمت کشید تا به اینجا برسم ولی من اونو از خودم رنجوندم.کاش یه روزی بتونم جبران کنم همه فداکاریاشو(میدونم نمیشه ولی یک گوشه ش که میشه). امشب فهمیدم که تنها نیستم و نبودم.بلکه خودم خودمو تنها کردم.خدا خیلی هوامو داشته..... |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 2:50 توسط کیا کوچولو
|
|
||