وقتي فهميد ميخوامش خنديد ورفت
التماس رو توي چشام ديدو رفت
با همه خوبيهام آخر بي وفا
رنگ غم تو زندگيم پاشيدو رفت
ديگه دل از همه دنيا سرده
کي ميگه گريه دواي درده
بعد ازاو چشم من ديگه خواب نداره
بس که گريه کردم چشام ديگه آب نداره
هرچي بگم من باز تمومي نداره
از غم و غصه هام که حساب نداره
ديگه دل از همه دنيا سرده
کي ميگه گريه دواي درده
چه کنم اي خدا با دل شکسته
چه کنم با دلي که به خون نشسته
ميدونست مهرشوباجونم خريدم
اما ازعشق او جز ريا نديدم
ديگه دل از همه دنيا سرده
کي ميگه گريه دواي درده
(ايرج مهديان)
فقط شعرو بخون و ........:
توي اين دنيا صفا مرده ديگه
صفاومهر و وفا مرده ديگه
اين زمونه همه چيزش عوض شده
مردي و مردونگي غرض شده
حالا که مرده صفا سرده تنم
ميزنم کاسه ي غم رو ميشکنم
آسمون ابره و بارون نداره
دل وامونده ي من جون نداره
نه محبت نه وفايي نه صفا
خشکه لبهام قطره اي خون نداره
حالا که مرده صفا سرده تنم
ميزنم کاسه ي غم رو ميشکنم
يا ميشه آرزوهام نقش بر آب
يا ميشه قسمت من رنج و عذاب
زندگي لطف و صفايي نداره
زمونه با ما وفايي نداره
حالا که مرده صفا سرده تنم
ميزنم کاسه ي غم رو ميشکنم
(ايرج مهديان)