|
|
|
|
|
در امتداد حادثه, خسته به بن بست رسیدم بذارجونم برات بگه, که چی دیدم چی ندیدم این قصه و ترانه نیست,کابوس کودکانه نیست رنگ وریای آدما, حقیقته افسانه نیست پوشالیه وجودشون , حقیقته دروغشون حتی خدام گول میخوره,از ظاهر سجودشون واژه یه عشق وعادته, نقش تو قصه ها شده شکستن دل رفیق ,دفع قضا و بلا شده دروغ دیگه یه عادته, برادری حکایته افتاده رو لگدزدن, اینم یه جور شهامته نه دیگه زنها ظریفن, نه تو مردها غروره |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 13:9 توسط کیاکوچولو
|
|
||
|
|
ماه و ديوانه |
|
|
از صدايي گنگ |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 18:35 توسط کیاکوچولو
|
|
||
|
|
كدام بهار ؟ |
|
|
تو در اميد بهاري بگو كدام بهار
تو در هواي نسيمي بگو كدام نسيم
گمان مدار كه ما
در اين بهار به گل ها و سبزه ها برسيم
بهار ما ز تبسم لطيف بيزارست
ولي نسيم غم جانگداز بسيارست
گل بهار كجاست
گل بهار جوان فتاده در خونست
گل بهار رخ مادران محزونست
چمن كجاست بگو ؟
تمام صحنه ي ميدان جنگ ما چمن است
گلشن برادر تو يا پسر عموي من است
نواي بلبل اي نوبهار داني چيست
صداي غربت مردان خسته ي وطن است
صداي ضجه نو باوگان بي مادر
فغان دختر بيچاره در عزاي پدر
غريو گريه ي طاقت گداز مرد و زن است
چه گويم اي همدرد
ز گريه سرشارم
بيا كه بر ستم روزگار گريه كنيم
بيا به ياد دل داغدار گريه كنيم
بيا به درد زمان زار زار گريه كيم
بيا از اينهمه داغ كنار لاله چو ابر بهار گريه كنيم
تو در اميد بهاري بگو كدام بهار ؟
(مهدی سهيلی)
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1384ساعت 15:31 توسط کیاکوچولو
|
|
||